سیصد گل سرخ

یک گل نصرانی

مارا ز سر بریده میترسانی؟

ما گر ز سر بریده میترسیدیم در محفل عاشقان نمیرقصیدیم

در محفل عاشقان خوشا رقصیدن

دامن ز بساط عافیت برچیدن

در دست سرِ بریدۀ خود بردن

در یک یکِ کوچه کوچه ها گردیدن

هرجا که نگاه میکنم

خونین است

از خون پرنده ای گلی رنگین است

در ماتم گل پرنده میبویدگل

از داغ دل پرنده داغ آچین است

فانوس هزار شعله اما در باد

میسوزد و سرخوش است و چین واچین است

یعنی که به اشک و موی خود گم نکنی

از عشق هرآنچه میرسد شیرین است

در آتشِ خون پرنده پَر خواهد زد

بر بامِ بلندِ خانه پر خواهد زد

امشب

که دوباره ماه بالا آمد

می آید و باد پشت در خواهد زد

یک ساقۀ سبز در دلم خواهد کاشت

مهتاب برآن شبنم تَر خواهد زد

صد جنگلِ صبح در هوا میشکفد

خورشید به شاخه ها

شرر خواهد زد

نظرات 3 + ارسال نظر
محمود شهابی چهارشنبه 26 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 03:11 http://www.amirhomayoun.com

سلام خسرو جان. بنازم به سلیقت . مرسی بخاطر گذاشتن این شعر .

نکیسا پنج‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 13:48 http://hotchocolate.blogsky.com/

از عشق هرآنچه میرسد شیرین است

تو هم بشین نکته دربیارا

آذر پنج‌شنبه 4 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 00:12

ذکر من از همه سو،
در مدار نام تو چرخان است،
چرا که ترا از سر خلوص و حوصله عاشقم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد